تبليغاتX
کنگان و نگاه نو

نگاه نو
دست نوشته ها و یاداشت های یک دانشجو 


Google


In the Internet
In this Blog

نقدی بر مقاله ی آقای عبدالمجید اورا نوشته ام که می توانید آن را در سایت کنگان نیوز نیز مطالعه کنید.

برای راحتی کار دوستان عزیز متن آن را در زیر می آورم. در صورت نیاز مطلبی را به پرسش های احتمالی و یا نقد دوستان عزیز اختصاص خواهم داد.


مدتی پیش مقاله ای با عنوان” ده ریشه و عامل عقب ماندگی کشورهای اسلامی “در سایت کنگان نیوز نوشته بودم که هفته قبل نقدی به قلم جناب آقای عبدالمجید اورا با عنوان "گفتمان مسلط جمهوری اسلامی در پهنه گیتی" بر مطلب بنده نوشته شد و اشکالات و ایراداتی را مطرح کردند. از بابت توجه و دلسوزی ایشان به ارزش های ایرانی- اسلامی کمال تشکر را دارم و معتقدم که هر کس نسبت به حرف هایی که می زند و یا سخنانی که می نویسند مسئول است و باید پاسخ گو باشد و جامعه ای که در آن فضای نقد و نقادی رایج  بوده و جزئی از فرهنگ آن باشد، آن جامعه به سوی تعالی حرکت خواهد کرد. قطعا در این مسیر باید میان نقد و تخریب و شیوه ی برخورد با تخریب و نقاد تمایز قائل شد که خود نیازمند طرح مبحثی دیگر است.  در هر صورت از جناب آقای اورا بابت مطلبشان  که بنده نیز از آن استفاده کردم، متشکرم .

متاسفانه با اینکه ایشان فرموده اند که "تحقیقاتی پر دامنه سالها انجام داده ام" ولی نوشته شان تهی از دلایل مستدل و محکمه پسند بود و سنخیتی با واقعیت های جامعه نداشته و در مواردی نیز برداشت اشتباه داشته اند که در این مطلب به آن اشاره می کنم و دلایل خود را ارائه و در آخر قضاوت را به خوانندگان فهیم واگذار می کنم.

ایشان در ابتدای مقاله خود گفته اند که "ترکیب ( عقب مانده)برای کشورهای اسلامی قالبی است استکباری که به کشورهای مسلمان تحمیل لفظی شده است. یعنی اینکه اصلاً کشورهای اسلامی عقب نگهداشته شده بوده اند نه عقب مانده اند. فرق است بین مانده و عقب نگه داشته شده" و همچنین نوشته اند که " صدر مقاله با «دلایل عقب ماندگی» تیتر خورده است. و  دربند آخر هم انحطاط جامعه پیش کشیده شده است."  من از نویسنده انتظار داشتم که حداقل توجهی به کتب شهید مطهری به عنوانی مرجعی مناسب داشته باشند که  می فرمایند:

در ميان كشورهاي دنيا به استثناي بعضي كشورها ، كشورهاي اسلامي عقب‏ مانده‏ترين و منحط ترين كشورها است . نه تنها در صنعت عقب هستند ، در علم عقب هستند ، در اخلاق عقب هستند ، در انسانيت و معنويت عقب هستند . چرا ؟ يا بايد بگوئيم ، اسلام ، يعني همان حقيقت اسلام در مغز و روح اين‏ ملتها هست ، ولي خاصيت اسلام اينست كه ملتها را عقب مي‏برد ( دشمنان‏ دين هم بزرگترين حربه تبليغي آنها همين انحطاط فعلي مسلمين است ) و يا بايد اعتراف كنيم كه حقيقت اسلام به صورت اصلي در مغز و روح ما موجود نيست بلكه اين فكر اغلب در مغزهاي ما به صورت مسخ شده موجود است ، توحيد ما توحيد مسخ شده است ، نبوت ما نبوت مسخ شده است ، ولايت و امامت ما مسخ شده است ، اعتقاد به قيامت ما كم و بيش همينطور . ( مرتضي مطهري ، ده گفتار، ص 153، چاپ بیست و نهم،  اردیبهشت هشتاد و نه )

این سخنان را کسی بیان کرده که حضرت امام مطالعه آثار ایشان را بلااستثنا برای همه اقشار خصوصاً  قشر جوان توصیه کرده اند ولی متاسفانه برخی افراد حقیقت را فقط در صورتی می پذیرند که فرد بزرگی آن را گفته باشد و در غیر این صورت درصدد انکار آن بر می آیند. در این رابطه حضرت علی (ع) می فرمایند: انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال (به آن چه گفته است بنگر و به آنکه گفته است، ننگر)  آیا استاد مطهری که اینگونه جملاتی را بیان کرده اند از "قالب استکباری" استفاده نموده اند؟

به نظر شما آیا این عقب ماندگی جوامع مسلمان، همه و همه توطئه استعمار خارجی بوده است؟ آیا فکر نمی کنید خود مسلمانان هم در عمل به قوانین شریعت و توجه به علم و دانش کم کاری کرده اند؟ آیا حاکمانی که بر مسند قدرت بوده اند در این عقب ماندگی نقش نداشته اند؟  اگر به صورت واقع بینانه به موضوع بنگریم، همان طور که در مقاله قبل هم به آن اشاره داشته ام، این هر دو این عوامل در این عقب ماندگی نقش داشته اند.

در مورد صنعتی شدن پژوهش های محققان ایرانی باید عنوان کنم به نقل از موسسات معتبر بین المللی، ایران سریع ترین رشد تولید علم را در جهان کسب کرده است (منبع: نشریه نیو ساینتیست) که بسی جای افتخار برای هر ایرانی دارد اما به نقل از سیاست گزاران علمی کشوران که خودشان نیز از این مقوله گله مند هستند و معتقدند که غالب این پژوهش ها هدفمند نبوده و در راستای حل معظلات صنعت ما نیست.

باید توجه داشته باشیم که مبنا قرار دادن تولید مقالات برای فهم از میزان صنعتی شدن کشور ما مبنای صحیحی نیست چرا که عوامل مختلفی از جمله میزان ارجاعات و یا ضریب تاثیر مجلات و مهم تر از آن کم و کیف ارتباط صنعت با دانشگاه و وضعیت اقتصادی از پارامتر های بسیار مهم و کلیدی هستند.

در این رابطه  پیشنهاد می کنم مصاحبه دكتر پروفسور قدسي استاد دانشكده مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريف را در مورد وضعیت پژوهش های انجام شده در ایران را در قسمتی با عنوان دردسر های علم وارداتی در سایت عصر ایران و همچنین این خبر که فقط ٢ درصد مقالات علمي چاپ شده توسط محققان ايراني در ISI ، در داخل كشور قابل استفاده است را در در مطلبی با عنوان میزگرد نقش ISI  در رشد علمی ایران در سایت خبرنگار مطالعه نمایید.

امیدوارم با مطالعه ی لینک های فوق ابهامات ذهن نویسنده برطرف شود و به جای شعار های تکراری به فکر ریشه یابی و حل معضلات جامعه باشیم چرا که هنگامی معضلات یک جامعه برطرف می شود که ما ابتدا آن ها را موشکافانه مورد نقد و بررسی قرار دهیم و مشکلات را ریشه یابی کرده و فضا را آماده کنیم و سپس با توجه به وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور به دنبال راهکار و چاره ای برای مشکلات موجود  باشیم نه اینکه صرفا صورت مساله را پاک کنیم و همه مشکلات را انکار کنیم و یا اینکه از نسخه های کشورهای استفاده کنیم که هنوز خودشان دچار بیماری های فرهنگی و اجتماعی هستند.

در جایی از متن نویسنده مذکور گفته اند " با آمار و تعمیمی نامطمن که آورده اید " من در تعجب هستم که چگونه ایشان نوشته های مرا نامطمئن می خوانند در صورتی که من آماری نداده ام!  همچنین گفته اند که " سرانه مطالعه کتاب از نظر علمی یک شاخص قراردادی است "  این در حالی است که سرانه مطالعه قرار دادی نیست و معیار دارد (منبع).  اگر در آن مقاله نوشته ام " آمارهای ضد و نقیضی که در ایران منتشر شده " گناهی بر من نیست چرا که مسئولین محترم هماهنگ نیستند و هر کدام آماری می دهند. برای مثال مشاور فرهنگی رئیس جمهور معتقد است که سرانه مطالعه هر ایرانی در شبانه روز فقط  2 دقیقه است این درحالی است که منصور واعظی ، دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی ‌کشور سرانه مطالعه هر ایرانی را روزانه 18 دقیقه می داند. همچنین محمد سالاری، مدیر کل دفتر برنامه‌ریزی و مطالعات فرهنگی و کتابخوانی، گفته است آمار قدیمی ‌2 دقیقه در روز که همه جا گفته می‌شود و همه به آن استناد می‌کنند، سیاه نمایی است  و آمار واقعی کتاب خواندن در ایران، روزی 2 ساعت، یعنی 120 دقیقه است نه 2 دقیقه!  سید جواد حسینی  فرماندار مشهد در گردهمایی اعضای انتصابی انجمن کتابخانه‌های عمومی ‌مشهد اعلام کرده بود که سرانه مطالعه هر ایرانی 95 دقیقه است! آمار های ضد و نقیض دیگری هم در این رابطه ارائه شده که همگی را می توانید در مطلبی با عنوان آمار واقعی سرانه کتابخوانی در ایران در سایت تبیان  بخوانید. آیا این تفاوت های فاحش و زیاد ناشی از آمار و تعمیم نامطمئن بنده بوده یا آماری های مسئولین محترم؟!!!

در مورد وضعیت کتاب خوانی و مطالعه می توانم به گفته ها ی رهبر انقلاب اشاره کنم که می فرمایند: "ملت ما مطالعه كردن را اصلاً جزو كارهاى بشرى نمى‌دانند! مثل خوراك و ورزش و ديگر چيزهايى كه جزو كارهاى معمول انسان است، مطالعه اصلاً جزو اين چيزها نيست! آدم بايد عنوان ديگرى داشته باشد- يا بايد شب امتحانش باشد؛ يا بايد معلم در مدرسه از آدم بخواهد؛ يا بايد يك دانشمند باشد."  (منبع)
یکی از مشکلات اساسی مقاله ایشان این بود که دقت نکردند که مقاله من مربوط به همه ی کشورهای اسلامی هست و مربوط به ایران تنها نیست (گرچه ابتدای مقاله نوشته بودم که " به جز چند کشور مسلمان مانند ترکیه، مالزی و ایران، وضعیت تولید علم در کشورهای مسلمان وضعیتی اسفناک است " ) و نگاه ایشان فقط به تسلط گفتمان جمهوری اسلامی بود   .آیا برای عملکرد کشورهای اسلامی همچون عربستان سعودی و بحرین نیز توجیهی وجود دارد؟

در مورد "انحطاط" همین بس که در کشوری اسلامی مثل عربستان (سعودی) مردم بویژه زنان از کمترین حقوق شهروندی در انتخاب مسئولین و یا آزادی های مدنی بهره مند نیستند و می بینیم چگونه با نام دین، علیه دینی که به مدارا و هم زیستی مسالمت آمیز سفارش کرده و مردم مسلمان که چیزی جز حقوق از دست رفته خود نمی خواهند، سر ستیز دارند. باید اشاره کنم که همین اتفاقات بهار عربی و سرنگون شدن دیکتاتور های عربی و خیزش های مردمی خود نشان از آگاهی رو به رشد بین مردم دارد که انشاالله در سال های آتی شاهد سرنگونی سایر دیکتاتور ها نیز باشیم.

در آخر امیدوارم ابهامات و سوء تفاهمات موجود رفع شده باشد و اگر سوال یا مطلبی باقی ماند در وبلاگ شخصی ام و یا در مطلبی جداگانه پاسخگوی آن خواهم بود.


چاشنی: ظاهرا لینک این مقاله در کنگان نیوز غیر فعال است. دوستان به زودی درستش می کنند.



برچسب‌ها: عبدالمجید اورا, فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی, پاسخ به سوالات, انتقادات, پیشرفت و عقب ماندگی مسلمانان
[ 91/02/26 ] [ 21:36 ] [ عادل شجاعی ]
قرار بود این پست چند روز دیگه زده بشه و پاسخ ها و دلایلی رو در رابطه با مقاله ای که اعتراض یکی از فرهنگیان کنگان را به همراه داشت، بنویسم. (رجوع کنید به نقدی بر مقاله ی آقای عبدالمجید اورا (1) )

مادرم حدود دو ساعت پیش تماس گرفت و خیلی از تنهایی ناراحت بود. کمی بیشتر که صحبت کردیم بغض گلویش را گرفت و ...

معمولا هر دو روز یک بار و گاهی هم هر روز با هم تماس می گیریم و کلی صحبت می کنیم و همیشه همان سوال تکراری را می پرسد: عادل جان، کی میای خونه؟ و عادل: شاید 11 خرداد و شاید هم تا پایان امتحانات.

اما این بار قضیه فرق می کرد. بد جور دلش تنگ شده بود و وقتی بغض گلویش را گرفت و گریه کرد گفتم هفته دیگه میام ولی با همان حال گفت: اگه کار داری لازم نیست بیای؛ تو خودت کار داری.

می دونستم که تابستان هم خیلی دلتنگ می شه. گرچه راه دوری نیست ولی معمولا در طول سال خیلی کم به کنگان میام. از طرفی کار خیلی مهمی هم داشتم که باید تابستون میرفتم شیراز و تمام برنامه ها هم تا چند ساعت پیش ردیف و هماهنگ بود ولی یه ساعت پیش به مامانم پیامک دادم و گفتم که "اگه شیراز گونی طلا هم بهم بدن تابستون کنگان هستم."

چند لحظه ای نگذشت که زنگ زد و از شدت خوشحالی گفت مگه چه خبر شده؟ گفتم هیچی. حساب کردم خونه باشم بهتره. می خندید و خیلی خوشحال بود.  یقین دارم اگه خونه پیش مادرم باشم، خدا بهتر از اونی که شیراز می خواست گیرم بیاد، بهم میده. فکر می کنم این محاسبه دقیق تر و بهتر هست؛ انشاالله...

وقتی به مادرم فکر می کنم واقعا نمی دونم چطوری زحماتی که واسه ما میکشه رو جبران کنم. واقعا حرفی جز شرمندگی برای گفتن ندارم و همان دوستت دارم های تکراری رو از ته دل میگم.

پیشاپیش روز زن و روز مادر و ولادیت حضرت فاطمه (س) رو به همه مادران و خانم ها تبریک میگم.


چاشنی: امیدوارم اواسط هفته آینده مطلب مورد نظر رو قرار بدهم.


برچسب‌ها: روز مادر, دلتنگی, تبریک, مادر, تعطیلات تابستان
[ 91/02/21 ] [ 15:34 ] [ عادل شجاعی ]
قبلا مطلبی با عنوان ده ریشه و عامل عقب ماندگی کشورهای اسلامی در سایت کنگان نیوز منتشر کردم که به پیشنهاد یکی از دوستان، متن کامل آن را در همین وبلاگ هم قرار داده ام. حدود دو هفته پیش آقای عبدالمجید اورا نقدی با عنوان گفتمان مسلط جمهوری اسلامی در پهنه گیتی بر مطلب مذکور در وبلاگ آقای بحرینی نوشتند. پس از اینکه مطلب ایشان را خواندم به دلیل وجود اشکالات متعدد علمی و ایدئولوژیکی و همچنین عدم اطلاع دقیق و صحیح ایشان از مباحث مورد طرح بنده و پیش داوری ایشان، تصمیم گرفتم پاسخ و نقدی بر نوشته های آقای اورا بنویسم. این پاسخ قرار بود امروز در همین وبلاگ درج کنم اما با توجه به تماسی که دیشب با دوستان در هیئت تحریریه کنگان نیوز داشتم، قرار شد ابتدا مطلب ایشان و چند روز پس از آن جوابیه بنده نیز در سایت کنگان نیوز درج شود.

پیشنهاد می کنم مقاله اول بنده و پس از آن مقاله ایشان را بخوانید و خودتان قضاوت کنید...!  انشاالله در پست بعدی، نقدی که بر نوشته های ایشان نوشته ام را در سایت کنگان نیوز و در همین وبلاگ قرار می دهم.

هر فردی نسبت به هر کاری که انجام می دهد مسئولیت دارد و فردی که مطلبی را می نویسد نیز باید نسبت به نوشته هایش مسئول و پاسخ گو باشد. در این راستا همچنان که در برخی پست های قبلی هم به آن اشاره کرده بودم، اگر دوستان نقدی مربوط به نوشته های بنده داشتند می توانند در همین وبلاگ و یا هر جای دیگری مطلبشان را منتشر کنند. من نیز احساس وظیفه می کنم و انشاالله به سوالات و ابهامات مطرح شده پاسخ خواهم داد.

اگر دوستان به گفتگوی رو در رو تمایل هم داشته باشند من هم کاملا مشتاق هستم تا با کمک هم و قضاوت سایرین مشخص کنیم کدام نگرش ها تاریخ مصرف گذشته هستند. دقت کنید به:

(ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن) و (فبشر عباد، الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولو الالباب) و (کل حزب بما لدیهم فرحون)



چاشنی اول: (نوک قلمم رو کمی تیز کردم! شما به دل نگیرید. متن بالا خیلی جدی بود گفتیم مثل حاج محمود تو مجلس کمی با هم شوخی کنیم.)

یادش بخیر... عکس تقریبا پارسال با دوستان پشت دانشکده مهندسی با هم گرفتیم!  فقط نمی دونم این سردار قاسمی (وزیر نفت) که اومد دانشگاه ما و دانشکده نفت، گاز و پتروشیمی رو افتتاح کرد (لینک منبع) چرا ما شاهد افتتاح و اتمام ساخت دانشکده نفت، گاز و پتروشیمی نیستیم! (منبع: چشمان چند هزار نفر) البته مشکلی نیست قبلا حاج محمود هم اومده بود و همین رو در حالی که نیمه تمام بود افتتاح کرده بود...!!! عادت کردیم دیگه...

پیشنهاد می کنم بگید عادل شجاعی داره سیاه نمایی می کنه تا مشکلات مملکتمون حل بشه...!

بفرمایید... مدارکش هم موجوده...  (این عکس هم بگو دروغه و فتوشاپه!)

در راستای افزایش پروژه ها و فتوحات (افتتاح ها) دولت، هر یک از شهروندان کنگان می توانند نسبت به افتتاح دانشکده نفت، گاز و پتروشیمی اقدام نمایند. ما چندین هزار نفر دانشجوی دانشگاه خلیج فارس هم ... هستیم و نمی فهمیم!

چاشنی دوم: قابل توجه برخی دوستان که ما هیچ اقوامی با فامیل شجاعی تو اداره های کنگان نداریم.

چاشنی سوم: گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن         شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمار داشت


برچسب‌ها: عبدالمجید اورا, کنگان, نقد, انتقاد, عکس
[ 91/02/19 ] [ 2:43 ] [ عادل شجاعی ]
در مطلب قبلی با عنوان لزوم سرمایه گذاری بیشتر در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی جناب آقای فرزانه (نویسنده وبلاگ بنک و گوناگون) سوالی پرسیده بودند که در این مطلب، ضمن عذرخواهی از ایشان بابت تاخیر در پاسخ، در این مطلب سعی می کنم که به آن پاسخ بدهم.

جناب مهندس شجاعی سلام .
یک سئوال فنی از شما دارم ، با وجودیکه قطریها چندین برابر بیشتر از ما گاز ونفت استخراج کرده و بارگیری و صادر می کنند ، چرا محیط و فضای کشورشان آلوده نیست . اگر بگوئید از تکنولوژی مدرن استفاده می کنند چرا ما هم چنین نکنیم ؟!
مقاله تحقیقی شما متین و سودمند است موفق باشید .

پاسخ:

سلام آقای فرزانه عزیز

گرچه درست منظور شما را از قسمت اول سوال متوجه نشدم اما طبق شاخص های محیط زیستی که سازمان های محیط زیستی تعیین می کنند، گفته می شود مقدار فلان ماده آلاینده خروجی از واحد صنعتی باید حداکثر فلان مقدار باشد. اما با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی کشور و وجود برخی تحریم ها و اخیرا هم تغییرات و نوسانات شدید در قیمت ارز، بسیاری از تولید کنندگان و یا پالایشگاه ها و صنایع  کشورمان قادر به خرید و استفاده از تکنولوژی های جدید نیستند و مجبور هستند که تجهیزات را از شرکت های واسطه (دور زدن تحریم ها) خرید کنند که مسلما قیمتی بسیار بیشتر از حالت عادی را خواهد داشت و جنس تولیدی هم قاعدتا گران تر خواهد بود و در رقابت در بازار از رقبای چینی باز می مانند و شکست می خورند! استفاده از تکنولوژی های قدیمی هم طبعا آلایندگی بیشتری را در پی خواهد داشت.  وضعیت آلایندگی یک شهر یا منطقه علاوه بر وابسته بودن به صنایع آلوده کننده محیط زیست، وابستگی بسیار زیادی به موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی آن دارد که می تواند باعث راکد ماندن مواد آلاینده و یا انتقال آن ها از محیطی به محیط دیگر باشد.

انشاالله تا سه شنبه هفته آینده این مطلب رو کامل تر می کنم و سعی می کنم چند لینک مفید هم اضافه کنم. امیدوارم مفید بوده باشه . موفق و پیروز باشید


پس از تحریر جهت تکمیل این مطلب: (نوشته شده در صبح سه شنبه 19/2/90) در حال تکمیل:

لطفا جهت اطلاع بیشتر لینک های زیر را مطالعه نمایید:

به بهانه آلودگی هوای بوشهر: آشنایی با ذرات معلق   نوشته مهندس لک استاد دانشگاه خلیج فارس بوشهر

آثار تحریم بر جامعه دانشگاهی ایران   نوشته دکتر رضا آذین استاد دانشگاه خلیج فارس بوشهر



برچسب‌ها: سوال, آلودگی هوا, تکنولوژی جدید, بنک و گوناگون, اقتصاد
[ 91/02/14 ] [ 21:41 ] [ عادل شجاعی ]
گرچه الان خیلی خسته هستم و خواب از چشمانم می بارد!  اما می خواهم با نوشتن آرام شوم. تصمیم گرفتم چند خطی راجع به سرمایه گذاری در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و جذب سرمایه گذاران خارجی و همچنین ضرورت حرکت دراز مدت به سمت انرژی های نو و تجدیدپذیر بنویسم.

این روزها در محافل آکادمیک و دانشگاهی بحث ضرورت استفاده از انرژی های نو بسیار داغ است به گونه ای که هر کس ژستی می گیرد و به سهم خودش کلی از انرژی های نو طرفداری می کند بی آنکه به وضعیت اقتصادی و استراتژیک کشور نگاهی انداخته باشد. در این مطلب می خواهم این موضوع را از نگاهی نو در دو مرحله کوتاه مدت و بلند مدت بررسی کنم. 

مردم عسلویه و کنگان با مشکلات و مسائل مختلفی درگیر هستند که شاید بحث آلوده بودن هوا و آلاینده ها خیلی برای بسیاری از مردم مهم نباشد و از دغدغه های اولیه آن ها محسوب نشود اما در دراز مدت آلودگی های زیست محیطی چه آلودگی آب و چه خاک و یا هوا گریبان گیر همه خواهد بود.

یکی از روش های کاهش آلودگی هوا در دراز مدت جایگزین کردن سایر منابع انرژی از جمله انرژی های تجدیدپذیری همچون انرژی امواج دریا، بیو مس (زیست توده یا BioMass)، انرژی بادی، انرژی خورشیدی باشد که توسط سلول های خورشیدی جذب می شوند و یا استفاده از انرژی هسته ای است.

قطعا استفاده از انرژی هایی که در بالا به آن اشاره شد (حتی انرژی هسته ای) در کوتاه مدت بازده  اقتصادی ندارند ضمن اینکه این نوع انرژی ها مقطعی بوده (مثلا همیشه باد نمی وزد و یا آفتاب نمی تابد) و ذخیره آن ها خود چالشی بزرگ در مقابل جمعیت عظیم مصرف کننده انرژی هست و این نوع انرژی ها غالبا برای استفاده در مناطق دور افتاده دارای مزیت هستند.

ضمنا باید توجه داشته باشیم که مخزن گازی پارس جنوبی بزرگترین مخزن مشترک گازی در دنیاست که بین ایران و قطر مشترک است و در این بین قطری ها با کمک سرمایه گذاری خارجی و تکنولوژی ها پیشرفته مقدار بسیار بیشتری گاز نسبت به ما استخراج می کنند. این درحالی است که کشور ما تحریم است و با مشکلات مالی و تکنولوژیکی دست به گریبان هستیم و شرکت های بزرگ نفتی دنیا مثل توتال و شل دست از همکاری با ایران کشیده اند و هنوز ایران برای صادرات LNG و GTL  اندر خم یک کوچه است درحالی که قطری ها در حال تبدیل شدن به بزرگترین صادر کنندگان  LNG و GTL در دنیا هستند.

حال وقتی که ما در استفاده از منابع مشترک انرژی از هم سفره ای قطری عقب افتاده ایم چگونه می توانیم به انرژی های نو فکر کنیم؟ آیا بهتر نیست سعی در کاهش تحریم ها و جذب سرمایه گذاران خارجی داشته باشیم؟

هفته قبل استادمان می گفت که اگر بانک های ایران پول هایشان را روی هم بگذارند قدرت ساخت یک پالایشگاه درست و حسابی را نخواهند داشت!  آیا شرکت های داخلی اینقدر اعتبار مالی دارند و می توانند؟ این ها در حالی است که شرکت های ایرانی و متخصصان داخلی فقط قادر به تولید برخی مواد ساده پتروشیمی هستند و در تولید فناوری هایی چون مخازن LNG  و یا ساخت واحد های LNG مشکل دارند و حتی بسیاری از همین پیماکاران داخلی برای دولت ایران قابل اعتماد نیستند (از نظر تکنولوژیکی).

گرچه پیشرفت های اخیر کشورمان ستودنی است اما باید اذعان داشت که ساخت یک ماده در مقیاس آزمایشگاهی تا تولید انبوده در مقیاس صنعتی زمین تا آسمان فرق می کند و باید بسیاری از مسائل اقتصادی را در نظر گرفت و تجربه ی کافی در این زمینه ها بدست آورد و سپس اقدام به ریسک های بزرگ کرد.

اما در مورد وضعیت آلودگی هوا که قطعا مردم عسلویه بیشتر از مردم کنگان با آن درگیر هستند باید عرض کنم که قسمت عمده ای از آلودگی هوا ناشی از استفاده از تجهیزات و فناوری های قدیمی در پالایشگاه ها و فرایند هاست.

ضمن اینکه دولت نیز به دلیل درگیری با مسائل اقتصادی تمایلی چندانی به سخت گیری بر واحد های آلاینده آب و هوا ندارد چراکه اگر قوانین محیط زیستی بخواهد درست اجرا شوند شاید برخی از پلایشگاه ها و شرکت ها باید تعطیل شوند.

با این اوصاف به نظر می رسد بهتر باشد که در کوتاه مدت و تا زمانی که سهم ما در برداشت از منابع مشترک نفت و گاز ناچیز است، بیشتر بر روی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی تمرکز کنیم و سرمایه گذاری عمده بر این سه صنعت استوار باشد و در همین حال با فناوری های جدید آلاینده های خروجی از اگزوز اتوموبیل ها و کارخانه ها کنترل شود (مثلا با اگزوز ها و فیلتر های کاتالیستی).  ضمن اینکه تحقیقات و توسعه فناوری برای استفاده از منابع انرژی تجدید پذیر در آینده (پس از اتمام منابع مشترک نفت و گاز) در نظر گرفته شود و خودمان را برای ورود به چنین دوره ای آماده کنیم.

مطالب مرتبط:

توسعه پایدار در بندر کنگان قسمت اول

توسعه پایدار بندر کنگان قسمت دوم

مشکلات مردم عسلویه در همجواری پالایشگاه ها و کارخانه های پتروشیمی

موقعیت ممتاز صنایع گاز شهرستان کنگان طبق آمار جهانی

وضعیت صادرات و واردات و مصرف گاز طبیعی در ایران و کنگان

رشد و سرعت تولید علم در ایران و جهان

سیاست نفت و گاز ایران

مشکلات تولید علم امروز و دیروز

تفاوت مهندسی شیمی و شیمی محض و شیمی کاربردی چیست؟

9 راز موفقیت کشور های پیشرفته و ثروتمند در مقابل کشورهای فقیر و جهان سوم


برچسب‌ها: انرژی و منابع تجدید پذیر, نفت پتروشیمی, آلودگی هوا, محیط زیست, نگاه نو
[ 91/02/09 ] [ 3:45 ] [ عادل شجاعی ]
احساس می کنم که چند وقتی است که وبلاگ های فارسی دیگر آن بازار گرم گذشته ی خود را ندارند. وقتی به وبلاگ دوستان دانشگاهی هم سر می زنم آن ها نیز تقریبا وضعیت مشابهی را دارند و تمایلی چندانی به صرف وقت برای نوشتن ندارند. دوستان وبلاگ نویس کنگان هم جز معدودی، دیگر آن شور و حال گذشته را ندارند و چند مدتی است که کمتر می نویسند و یا همچون من با پست های گذرا به کار خود را ادامه می دهند.

اما در شبکه های اجتماعی وضعیت کمی متفاوت تر است. مثلا در گوگل پلاس پست ها داغ می شود و خوب پلاس می خورند و بر روی بسیاری از صفحات هر روز مطلب جدید قرار می گیرد اما متاسفانه ی محتوای تازه و جدید ارائه نمی گردد شاید هم دلیلش این باشد که اکثر کاربران جملات ادبی و زیبا و یا کاریکاتور و کاریکلماتور و یا یک مطلب تند و تیز سیاسی را به مطالب اجتماعی و سلامتی و یا فناوری های جدید ترجیح می دهند که تا حدودی این مورد بر روی ارسال های من در گوگل پلاس هم تاثیر گذاشته است. برخی دوستان هم مطالب وبلاگ خود را در شبکه های اجتماعی بازنشر می کنند که تاثیر خوبی در جذب مخاطب دارد و می تواند یک راه حل جانبی برای جذب خوانندگان جدید و یا دریافت بازخورد ها باشد.

عامل اولی که به ذهنم می رسد که موجب رکود وبلاگ ها می شود همین ارائه نکردن محتوای تازه هست که باعث می شود خوانندگان تمایلی به صرف وقت برای خواندن مطالب تکراری و یا کم ارزش نداشته باشند.

عامل دوم نبود ارتباط کافی بین وبلاگ نویس هاست که غالبا انتظار دارند سایر وبلاگ نویسان مطالبشان بخوانند. رفتار برخی وبلاگ نویسان به گونه ای است که اگر نظر خودتان را راجع به مطالبشان ننویسید دیگر سلامتان هم نمی کنند...!

عامل سوم که شاید به نوعی به عامل اول مرتبط باشد این است که دوستان معمولا از تجربیات مفید کاری خود نمی نویسند و یا اینکه وبلاگ های خوبی که می شناسند را کمتر معرفی می کنند. همین ارجاع دادن ها می تواند نقش موثری در رونق گرفتن وبلاگ نویسی و تولید محتوا داشته باشد.

گاهی هم یک فرد مطالب خوب و مفیدی را می نویسد اما یا تکنیک های وبلاگ نویسی را رعایت نمی کند و یا از طرف خوانندگان مورد استقبال قرار نمی گیرد. یک احساس یاس کافی است تا دیگر دست از نوشتن بکشد.

در هر صورت امیدوارم که هر روزمان بهتر از دیروز باشد و شاهد رونق گرفتن و ارائه ی محتوای مفید و مناسب وبلاگ نویسان در هر نقطه از هستی باشیم.


چاشنی اول: وضعیت این وبلاگ هم خیلی خوب نیست اما سعی می کنم به فراخور مخاطبانم مطالب جدیدی رو بنویسم.

چاشنی دوم: مشکل یه وبلاگ با محتوای عمومی همینه دیگه! اگه در مورد مهندسی شیمی و مطالب علمی بنویسم یه عده نمیان و اگر هم بیشتر محتوا داستان و شعر باشه یه عده دیگه... اگه هم در مورد کنگان بنویسم دیگه هیشکی نمیاد ... ! اما اگه در مورد سیاست بنویسم میان ولی بعدا میان ... !!!

چاشنی سوم: مجبوریم کاری کنیم که نه سیخ بسوزه و نه کباب ... انگار هم سیخ داره میسوزه و هم کباب...

چاشنی آخر: و دیگر هیچ... بدرود.

مطالب مرتبط:

وبلاگ نویسی یا کپی برداری

چگونه سایت هایی که از مطالب شما کپی می کنند را از نتایج گوگل حذف کنیم؟


برچسب‌ها: وبلاگ نویسان, تولید محتوا, شبکه های اجتماعی, نوشتن مطلب, وبلاگ فارسی
[ 91/02/07 ] [ 17:17 ] [ عادل شجاعی ]
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم                         فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد                         من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم                               نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش     که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز                          بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد                        بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه                       که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز                     بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم


برچسب‌ها: نگاه نو, طرح نو, نگرش نو, شعر حافظ, وبلاگ نگاه نو
[ 91/02/04 ] [ 10:41 ] [ عادل شجاعی ]
از موقعی که با آزادی های سیستم آموزشی تو دانشگاه آشنا شدیم، از سر کلاس رفتن دیگه خوشم نمیاد و ترجیح میدم خودم چیزایی که دوست دارم رو یاد بگیرم و برای آموزش زبان و یا یه نرم افزار (اگه بحث مدرکش نباشه) خودم اون رو بخونم و یادش بگیرم. تو دانشگاه هم غیبت کردن یه حد نصاب داره و ممکنه از اون فراتر بره استاد درس آدم رو حذف کنه و یا خشم استاد رو تو نمره آخر ترم تو سایت دانشگاه ببینیم!

 اساتید کمی هم هستند که حضور غیاب می کنند و معمولا همیشه یه عده بچه مثبت هستند که همیشه سر کلاس حاضر هستند و  کلاس خلوت نیست و این خیلی خوبه! و باعث میشه استاد حضور غیاب نکنه و ما هم با خیال راحت نریم سر کلاسشون!

البته نه اینکه از همه ی کلاسا بدم میاد ولی در کل با سر کلاس رفتن مشکل دارم! چند تا از اساتید هم هستند که خیلی خوب درس میدن و مفاهیم درس رو به خوبی به دانشجو ها منتقل می کنند. اگه با این جور اساتیدی که معمولا کم هستند، کلاس داشته باشم سر کلاسشون میرم و لذت هم می برم.

کلاسای آزمایشگاه ها رو نمیشه غیبت کرد چون ممکنه به ازای یه جلسه غیبت، چند نمره از نمره ی کل رو از دست بدیم و بچه ها معمولا میرن و اگه کار داشته باشند و استاد اونا رو نشناسه یکی رو به جای خودشون میفرستن به آزمایشگاه!

وقتی استاد نمی تونه مطلبش رو به دانشجو منتقل کنه و یا انگیزه ای بهش بده و دانشجو سر کلاسش مثل بت نشسته باشه و کلاس براش مفید نباشه دلیلی هم نمی بینه که سر کلاس استاد محترم حاضر بشه.

اینا که گفتم همش برای درسای تخصصی بود! درسای عمومی و علوم پایه که حرفش رو نزنید! اکثرا ارزش سر کلاس رفتن ندارند چون درساشون هیچ کاربردی برای ما نداره (بجز ریاضی 1و2 و کمی شیمی آلی) و هدف صرفا پاس کردن درسا هست و بعدش باید اون قسمت از مغزت رو فرمت کنی! ولی حیف که فرمت نمیشه!

خدا رو شکر می کنم این چیزا رو اون موقع که ترم های اول بودم و اکثر درسا، درسای علوم پایه بود نمی دونستم وگرنه باید قید همه ی درسا رو میزدم! درسای مهندسی یه خورده جذابیتش بیشتره و آدم احساس می کنه چیزی که می خونه کاربرد داره ولی درسای علوم پایه همش تو مولکول و اتم گیر کردن و از با کاربرد های صنعتی و ... کاری ندارند.

تو این عصر جدید که این قدر فناوری ها پیشرفته شدن اساتید هم باید پا به پای فناوری ها بیان جلو وگرنه دانشجو ها خوندن کتاب و چند تا فیلم آموزشی و یا سوال پرسیدن از دوستانشون رو به کلاس رفتن ترجیح میدن.

نمی دونم شما با خوندن این متن چه حسی دارید و چقدر با من موافقید ولی خوشحال میشم نظر شما رو در مورد مباحثی مثل آموزش مجازی و یا سر کلاس رفتن بدونم.

مطالب مرتبط:

12 نکته مهم در مورد موفقیت

فقر فرهنگی در دانشگاه

مشکلات تولید علم امروز و دیروز

هر وقت این جور استادی رو دیدید، قدر اساتید گلابی رو بدونید.

پنج قانون چگونگی یادگیری و آموزش زبان انگلیسی + معرفی سایت

تفاوت مهندسی شیمی و شیمی محض و شیمی کاربردی چیست؟

نقش کار گروهی و تیمی در موفقیت؛ بیست دلیل عدم موفقیت در کار گروهی


برچسب‌ها: آموزش مجازی, کلاس دانشگاه, دروس مهندسی, دروس علوم پایه, سیستم آموزشی
[ 91/01/31 ] [ 19:10 ] [ عادل شجاعی ]
هر کسی معمولا تو زندگی روزمرش به برخی اشعار و یا حکایات علاقه بیشتری داره و اونا رو بیشتر برای دیگران تعریف می کنه. یکی از حکایاتی که معمولا در خلال بحث ها زیاد ازش استفاده کرده و می کنم رو در زیر میارم. منبع داستان هم نمی دونم و نقل به مضمون هست و ممکنه داستان اصلی با این اندکی تفاوت داشته باشه و اونی که مهمه پیام این حکایت هست. امیدوارم در آخر دوستان عزیز منظورم و هدفم از نقل این داستان درست متوجه بشن. سعی می کنم خیلی خلاصه کنم...

در روزگاری درویشی فقیر در شهری زندگی می کرد که از زندگی چیز جز فقر نداشت. نه کاری و نه ثروتی و نه آشیانه ای...  در این شهر مرد ثروتمندی هم زندگی می کرد که تعداد زیادی خدم و حشم و ثروت فراوانی داشت. روزی این دو با هم روبرو شدند. پس چند دقیقه گفتگو، درویش به مرد ثروتمند گفت: تو به این مال دنیا وابسته شده ای و این مال و ثروت، آخرت تو را به تباهی کشیده است و اموال تو، تو را اسیر خود کرده است. سعی کن اندکی از این وضعیت دور شوی و خود را از اسارت اموالت در بیاوری. مرد ثروتمند مکثی کرد و لبخندی زد و گفت: ممنونم. حرف تو را می پذیرم.سپس گفت: دوست داری همین الان با هم به سفر حج برویم؟ درویش هم بلافاصله جواب مثبت داد و هر دو در همان وضعیت و از همان جا راهی مکه شدند. چندین دقیقه نگذشته بود که درویش به مرد ثروتمند گفت: ای دوست! من فقط یک چوب دستی و مقدار کمی وسایل دارم. اجازه بده تا همین الان برگردم و آن ها را بیاورم مبادا که بعدا پایمال شود.

مرد ثروتمند گفت: من تمامی اموالم و زندگیم را بدون اینکه سرپرستی تعیین کرده و یا وصیتی نوشته باشم توانستم رها کنم و با تو به سفر بیایم اما تو...


کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت

خانه ی خدا نزدیک ماست

و تنها اثاث آن ، عشق است . . .


برچسب‌ها: ثروتمند, فقیر درویش, وابستگی به دنیا, عشق به خدا, رهایی و آزادی
[ 91/01/27 ] [ 10:17 ] [ عادل شجاعی ]
همین الان داشتم مطلبی را در یکی از سایت های مورد علاقه ام یعنی وبسایت نارنجی با عنوان "طرفداران کتاب الکترونیک بیشتر مطالعه می کنند" می خواندم. تصمیم گرفتم بجای کامنت گذاشتن در انتهای آن مطلب، چند سطری را در این باره در همین وبلاگ بنویسم.

به طور کلی با پا به عرصه گذاشتن نسخه های الکترونیک مستندات، افرادی زیادی خواندن نسخه های الکترونیک کتاب ها، روزنامه ها و یا مجلات را به نسخه های کاغذی آن ترجیح می دهند و این مورد بیشتر به عواملی چون میزان دسترسی آن ها به اینترنت، اعتیاد به اینترنت، میزان در دسترس بودن نسخه های کاغذی و الکترونیک و یا خستگی و ضعف چشم افراد تاثیر دارد.

استقبال از نسخه های آنلاین از روزنامه ها به حدی بوده که در موارد متعددی باعث کاهش خرید نسخه های کاغذی روزنامه ها و در نتیجه افت تیراژ آن ها شده است. همین عامل در دسترس بودن نسخه های انلاین روزنامه ها باعث شده که من هم همان روزنامه هایی که قبلا می گرفتم هم نخرم و از نسخه های آنلاین روزنامه های مختلف استفاده کنم.

من هم مانند بسیاری به طور کلی نسخه های الکترونیک را  به نسخه های کاغذی ترجیح می دهم ولی شاید زمان زیادی لازم باشد تا نسخه های الکترونیک بتوانند رقیبان قدیمی و باستانی خود را شکست دهند.

در کل اگر کتاب به زبان فارسی باشد، ترجیح می دهم نسخه کاغذی آن را بخوانم ولی اگر کتاب به زبان انگلیسی باشد، به دلیل سرعت بالای یافتن کلمات کلیدی در نسخه های پی دی اف (PDF) و یافتن موضوع مطلوب در یک کتاب قطور، استفاده از نسخه ی الکترونیکی را ترجیح می دهم.

شما چطور؟ آیا مثل سابق طرفدار نسخه های کاغذی هستید یا به خیل طرفداران نسخه های الکترونیک مستندات پیوسته اید؟
برچسب‌ها: روزنامه, کتاب الکترونیکی, کتاب و روزنامه های کاغذی, مطالعه آنلاین, مطالعه کتاب
[ 91/01/21 ] [ 15:36 ] [ عادل شجاعی ]


عادل شجاعی دانشجوی مهندسی پتروشیمی دانشگاه خلیج فارس بوشهر هستم.